محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

533

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

جماعتى كه مواضع قريبه مثل نطنز و اردستان و كوه پايه « 1 » و نائين و غيرهم بودند و از رياضت كشيدن و بيكارى به تنگ آمده حب وطن گريبان گير ايشان گشته از آن مراحل بمنازل خويش مراجعت كردند . پس از آن مردم بمرور به وطن اصلى خود بازگرديده جمعيتى باز بهم رسيد . اما آن كثرت و بسيارى خلق معلوم نيست كه درين چند سال به حال سابق باز گردد و با وجود اين احتراز و اجتناب و متفرق گشتن خلايق ، بقولى پنجاه هزار و بقولى سى هزار كس به علامت رفتند . چنين گويند كه درين چند سال ، در اصفهان اين نوع محصول خصوصا صيفى نيامده بود و بواسطهء آنكه كسى نبود كه ضبط كند و بخورد ، تمامى ضايع ماند و آن مفلوكى چند كه در شهر مانده بودند . بدشت و صحرا رفته بعضى كه قوتى داشتند به دهها ميرفتند و ميوهء بسيار از خربزه و انگور و ساير فواكه به شهر مىآوردند و در ميدان مىريختند و كسى نبود كه بخرد و بخورد و همه ضايع مىگرديد . مخفى نماند كه اگرچه اين مرض لازمهء آب و هواى بلدهء اصفهانست « 2 » و هر چند سال اين علامت پيدا شده پريشانى بسيار و خرابى بىشمار به احوال اهالى اصفهان راه مىيابد و خلايق بعضى دررفته بعضى تلف ميشدند ، اما هرگز به اين اشتداد و امتداد نبود و اين از اثر بىالتفاتى پادشاه جمجاه عدالت دستگاه تواند بود كه قبل از حلول اين مرض شامل حال اصفهانيان گشته بود ؛ بنابرين كه احيانا زبان به خبث ذات ملك صفات شهريار عالم مدار مىگشادند و قدم از دايرهء رسوم و آداب و آيين و قوانين اولوا الالباب « 3 » بيرون مىنهادند و اين معنى فى الجمله معلوم و مفهوم نواب سپهر بارگاه سعادت لزوم گرديد فى الجمله « 4 » انحراف مزاجى نسبت به ايشان ظاهر ساخت . غرض كه كم لطفى پادشاه نيز علاوهء مادهء طاعون گشته

--> ( 1 ) - م : نطنز و كوه پايه و اردستان ( 2 ) - م : آب و هواى اصفهانست ( 3 ) - د : اولو الارباب ( 4 ) - م : و فى الجمله